اشاره: از گذشتههای دور تاکنون، در بین مشاغل اداری و دیوانی، «منشیان» و «مستوفیان» مقامی درخور توجه داشتهاند. «منشی» نویسنده و دبیری را گویند که احکام، دستورات ادرای و بایستههای اخلاقی و اجتماعی را کتابت میکند و «مستوفی» وظیفهی محاسبه و ثبت امور مالی و خزانهداری را بهعهده داشته و به معنی محاسب و متصدی امور مالیاتی یک ناحیه، حسابدار و دفتردار خزانه است. در کتاب «مقامات حریری»[1]، نوشتهی قاسم حریری (446- 516 ه.ق) در «مقامهی فراتیه»، فرازی به برتری و ارجحیت کار «اهل انشا» و «اهل استیفا» اختصاص یافته است که در ذیل نقل میگردد.
... درحالیکه ما در انواع سخن از قبیل سخن جدی و شوخی [و مزاح] سیاحت میکردیم. تا اینکه ذکر دو نوع کتابت[2] و برتری و بیان بهترین آنها بهمیان آمد. در این موقع، گویندهای گفت:
همانا کاتبان انشا، فاضلترین و برترین نویسندگان هستند؛
و میلکنندهای[3] به برتر شمردن مستوفیان، راغب شد و مخاصمه شدت گرفت و مجادله به درازا کشید. تا اینکه وقتی نه جایی برای طرح کردن مجادله باقی ماند و نه چراگاهی برای ستیزه و مجادله، آن پیرمرد گفت:
ای جماعت! به درستی که شور و غوغا را زیاد کردهاید و هم سخن درست را نقل کردهاید و هم سخن نادرست را. اما همانا بیان حکم روشن نزد من است. پس به تمیز و تشخیص من رضایت دهید و پس از من، از هیچ فرد دیگری فتوا نخواهید. بدانید که پیشهی انشا[4]، والاتر است اما پیشهی استیفا، سودمندتر؛ و قلم انشا، خطابهخوان است و قلم استیفا، جمعکنندهی هیزم و مال؛ و نوشتههای بلاغت را[5] نسخهبرداری میکنند تا تدریس نمایند و دفترهای حساب، منسوخ و کهنه میگردد، اما منشی، جهینهی[6] خبرهاست و جامهدان رازها و همسخن و همراز بزرگان و بزرگ ندیمان. و قلمش زبان دولت است و سوارکار جولان و حرکت و لقمان حکمت و ترجمان همت. و اوست مژدهدهنده و بیمدهنده و شفیع و پیک پادشاهان. دژها از طریق او به تصرف درمیآید و از طریق او مالک سرها[7] میشوند و فرد نافرمان را [بر زمین] میکشند و [فاصلهی] دور را نزدیک میکنند و صاحب آن قلم، از مطالبات برکنار است[8] و از مکر سخنچینان در امان و میان گروههای مختلف، ستوده. [دارندهی آن قلم] گرفتار جمع کردن دفترهای معاملات نیست…
***
پینوشتها:
[1] مقامات حریری، ابومحمد القاسم بن علی بن محمد بن عثمان الحریری البصری، ترجمه و توضیح: طواق گلدی گلشاهی، چاپ دوم 1387، موسسهی انتشارات امیر کبیر، تهران.
[2] استیفا و انشا.
[3] فرد دیگری که به استیفا تمایل داشت.
[4] نویسندگی، هنر تالیف و ترتیب و تعبیر معانی به مقتضای حال.
[5] سخن بلیغ را.
[6] اسم بادهفروشی بوده است که دو نفر در دکان میفروشیاش نزاع کنند. در این بین، فرد دیگری قصد میانجیگری میکند اما یکی از طرفین دعوا او را به قتل میرساند.
[7] افرا، مردم.
[8] معاف است.