در این غمکده، کس ممیراد، یا رب!به مرگی که بی دوستان زیستم من[1]
سیاوش آمده بود به دنیا تا چند صباح و مسایی عشق بورزد و بر سر زشتی و پلشتی پیرامون داد بزرند و چند سیگار بکشد و بازگردد همانجا که آمده بود؛ برود تا انتهای کوچهی بودن و آنجا صبر کند تا بساط قیامت گسترانیده شود و پراکندگان دوباره مجموع شوند.وقتی میخندید، از ته دل بود و وقتی صحنهی گریهآوری میدید، دلش فشرده و مچاله میشد و دو رکعتی میسرود؛ به نیت گشودگی دلی و زدودن غبار اندوهی قلمی میزد و شرح هجران و خون جگر را به کلماتی قدسی و
برچسب:
نویسنده: حمید کمالی
در این غمکده، کس ممیراد، یا رب!به مرگی که بی دوستان زیستم من[1]سیاوش
آمده بود به دنیا تا چند صباح و مسایی عشق بورزد و بر سر زشتی و پلشتی پیرامون داد بزرند و چند سیگار بکشد و بازگردد همانجا که آمده بو
برچسب:
نویسنده: حمید کمالی
برچسب:
نویسنده: حمید کمالی
اربعین حسینی؛ امکان حضور در تاریخی دیگر
برچسب:
نویسنده: حمید کمالی
برچسب:
نویسنده: حمید کمالی
برچسب:
نویسنده: حمید کمالی
برچسب:
نویسنده: حمید کمالی
برچسب:
نویسنده: حمید کمالی
برچسب:
نویسنده: حمید کمالی
برچسب:
نویسنده: حمید کمالی
برچسب:
نویسنده: حمید کمالی
سحوریخوان! متین و شیوا در گوشهی عشاق بخوان دعای سحر را که ماه کریم خدا از راهی دور رسیده است.
یادم باشد بر سریر سُرور، بر سجادهی سبز و سلامآگین بنشینم و در سجودی گرم، شُکری شکرین بگزارم. محبوبم را در قنوتی بنشانم و از خدا بخواهم تا دل و دستهایش را گشوده گرداند و در دعای سحر، بالدربال فرشتگان بگرداند.
برچسب:
نویسنده: حمید کمالی
برچسب:
نویسنده: حمید کمالی
اين عمر، به ابر نوبهاران مانداين ديده، به سيل کوهساران ماند ای دوست! چنان بزی که بعد از مردنانگشتگزيدنی به ياران ماند ابوسعید ابوالخیر
برچسب:
نویسنده: حمید کمالی
برچسب:
نویسنده: حمید کمالی