دلت تنگ دیدار دوستی همدل و همزبان میشود و خود را به کوچهی پیچدرپیچ میسپاری. گاهی آهی و زیر لب نجوایی، ترانهای و بیشتر سکوت ترجیح دارد. چراغ مسجد نُقلی و خودمانی لوتیهای خیابان شهید قادری محلهی امامزاده قاسم شمیران روشن است. دقالباب میکنی و یاالله میگویی و سلامی و علیکی. مُهر برمیداری و در گوشهای نماز میگزاری. تشهد را میگویی و به سلام که میرسی، دستی در یک سینی روحی قدیمی کوچک، یک چای در استکان کمرباریک برایت میگذارد. سید مرتضاست. غزلی از حافظ را زمزمه میکند...
ما را در سایت پیش از واپسین پاک نویس دنبال میکنید
برچسب: تنگ, نویسنده: بازدید: 62