پیش از واپسین پاک نویس

متن مرتبط با «روستا آجین دوجین» در سایت پیش از واپسین پاک نویس نوشته شده است

روستای آجین دوجین

  • نیلوبلاگ

    xa0xa0xa0 غروب بود و روستای آجین دوجین به سوی سایه و شب میرفت. صدایی گرفته و دور، ترانهای قدیمی را نجوا میکرد: باز، ای الههی ناز! با دل من بساز/ کین غم جانگداز برود ز برم... xa0xa0 عموحسن سیگاری گیراند و گفت: عمو! بریم یه چرخودوری بزنیم. کف کردیم.xa0میخوای تا چشمه بریم و برگردیم، طالبی بریم قلعهشنده، بچهها یحتمل جمعاند. xa0xa0 با عموحسن، زیر باران نمنم بهاری تا روستای قلعهشنده رفتیم. باغ حاج صفر دستطلا حسابی سبز شده بود. بچههای قدیمی مهرآباد خاکی جمع بودند و فقط عموحسن را کم داشتند. علی دا...

    ادامه مطلب